به گزارش “راهبرد انرژی“،کوتاهتر شدن فاصله زمانی میان جهشهای ارزی در اقتصاد ایران را نمیتوان صرفاً به نوسانات مقطعی بازار نسبت داد. این روند، حاصل انباشت مجموعهای از ناترازیهای اقتصادی و تقویت یک چرخه بازخوردی است که هر شوک جدید، زمینه شوک بعدی را سریعتر فراهم میکند.
۱. کسری بودجه و رشد نقدینگی
کسری بودجه مزمن، در صورت تأمین از مسیرهای پولی و شبهپولی، به افزایش نقدینگی و فشارهای تورمی منجر میشود. تداوم تورم بالا نیز بهتدریج قدرت خرید ریال را کاهش داده و انگیزه تبدیل ریال به داراییهایی مانند ارز و طلا را افزایش میدهد.
۲. تحریمها و محدودیت عرضه ارز
تحریمها، محدودیت دسترسی به منابع ارزی و دشواری انتقال درآمدهای صادراتی، ظرفیت عرضه ارز را تحت فشار قرار میدهد. در چنین شرایطی، هر شوک سیاسی یا امنیتی میتواند با سرعت بیشتری به بازار ارز منتقل شود و جهش نرخ ارز را رقم بزند.
۳. تغییر رفتار مردم؛ دلار از وسیله مبادله به دارایی
یکی از تحولات مهم، افزایش نقش ارز بهعنوان ابزار حفظ ارزش دارایی است. در این وضعیت، تقاضای دلار دیگر فقط از نیازهای تجاری و وارداتی ناشی نمیشود؛ بلکه انتظارات تورمی و نگرانی نسبت به آینده نیز به محرک تقاضا تبدیل میشوند.
برآوردهای مختلفی درباره حجم ارز نگهداریشده خارج از چرخه رسمی اقتصاد ایران مطرح شده است؛ اما ارقام متفاوتی که درباره «ارز خانگی» منتشر میشود، باید با احتیاط تفسیر شود و نمیتوان یک رقم مشخص را قطعی دانست.
مکانیسم مهمتر، شکلگیری یک حلقه بازخوردی است: افزایش نرخ ارز، انتظارات تورمی را تشدید میکند؛ انتظارات تورمی تقاضا برای ارز را افزایش میدهد؛ و رشد تقاضا، فشار بیشتری بر بازار وارد میکند.
۴. چرا فاصله میان سقفشکنیها کوتاهتر میشود؟
اگر دادههای تاریخی بازار ارز نشان دهند که فاصله میان قلههای متوالی کاهش یافته و همزمان دامنه نوسانات افزایش پیدا کرده است، میتوان این رفتار را نشانه تشدید چرخه ارزی دانست.
در چنین چرخهای، هر جهش ارزی بخشی از اعتماد به ثبات ریال را کاهش میدهد و انتظارات تورمی جدیدی ایجاد میکند. در نتیجه، شوک بعدی برای ایجاد یک جهش بزرگ لزوماً به اندازه شوک قبلی نیازمند زمان نیست.
به بیان ساده، هر جهش ارزی میتواند بخشی از زمینه جهش بعدی را ایجاد کند.
اگر همانطور که دادههای مورد اشاره در نمودار نشان میدهد، عمق اصلاحات پس از سقفها از حدود ۱۴۳ واحد به بیش از یکهزار واحد افزایش یافته و فاصله زمانی میان سقفشکنیها نیز کاهش یافته باشد، مسئله دیگر صرفاً نوسان روزانه بازار نیست؛ بلکه باید آن را در چارچوب تغییر رفتار انتظارات و ناترازیهای اقتصاد کلان بررسی کرد.
جمعبندی
کوتاهتر شدن دورههای سقفشکنی دلار را میتوان حاصل برهمکنش چهار عامل اصلی دانست: تورم و کسری بودجه، محدودیت عرضه ارز، تحریم و شوکهای سیاسی، و افزایش نقش دلار بهعنوان ابزار حفظ ارزش دارایی.
در این شرایط، هر شوک ارزی میتواند اثر خود را به شوک بعدی منتقل کند و فاصله میان جهشها را کاهش دهد.
بنابراین، کنترل پایدار بازار ارز صرفاً با مداخلات مقطعی در بازار حاصل نمیشود. تا زمانی که ناترازیهای مالی و پولی، تورم مزمن، محدودیتهای ارزی و بیثباتی انتظارات برطرف نشوند، بازار ارز همچنان مستعد تکرار چرخههای جدید سقفشکنی خواهد بود.
کسری بودجه مزمن، در صورت تأمین از مسیرهای پولی و شبهپولی، به افزایش نقدینگی و فشارهای تورمی منجر میشود. تداوم تورم بالا نیز بهتدریج قدرت خرید ریال را کاهش داده و انگیزه تبدیل ریال به داراییهایی مانند ارز و طلا را افزایش میدهد.
۲. تحریمها و محدودیت عرضه ارز
تحریمها، محدودیت دسترسی به منابع ارزی و دشواری انتقال درآمدهای صادراتی، ظرفیت عرضه ارز را تحت فشار قرار میدهد. در چنین شرایطی، هر شوک سیاسی یا امنیتی میتواند با سرعت بیشتری به بازار ارز منتقل شود و جهش نرخ ارز را رقم بزند.
۳. تغییر رفتار مردم؛ دلار از وسیله مبادله به دارایی
یکی از تحولات مهم، افزایش نقش ارز بهعنوان ابزار حفظ ارزش دارایی است. در این وضعیت، تقاضای دلار دیگر فقط از نیازهای تجاری و وارداتی ناشی نمیشود؛ بلکه انتظارات تورمی و نگرانی نسبت به آینده نیز به محرک تقاضا تبدیل میشوند.
برآوردهای مختلفی درباره حجم ارز نگهداریشده خارج از چرخه رسمی اقتصاد ایران مطرح شده است؛ اما ارقام متفاوتی که درباره «ارز خانگی» منتشر میشود، باید با احتیاط تفسیر شود و نمیتوان یک رقم مشخص را قطعی دانست.
مکانیسم مهمتر، شکلگیری یک حلقه بازخوردی است: افزایش نرخ ارز، انتظارات تورمی را تشدید میکند؛ انتظارات تورمی تقاضا برای ارز را افزایش میدهد؛ و رشد تقاضا، فشار بیشتری بر بازار وارد میکند.
۴. چرا فاصله میان سقفشکنیها کوتاهتر میشود؟
اگر دادههای تاریخی بازار ارز نشان دهند که فاصله میان قلههای متوالی کاهش یافته و همزمان دامنه نوسانات افزایش پیدا کرده است، میتوان این رفتار را نشانه تشدید چرخه ارزی دانست.
در چنین چرخهای، هر جهش ارزی بخشی از اعتماد به ثبات ریال را کاهش میدهد و انتظارات تورمی جدیدی ایجاد میکند. در نتیجه، شوک بعدی برای ایجاد یک جهش بزرگ لزوماً به اندازه شوک قبلی نیازمند زمان نیست.
به بیان ساده، هر جهش ارزی میتواند بخشی از زمینه جهش بعدی را ایجاد کند.
اگر همانطور که دادههای مورد اشاره در نمودار نشان میدهد، عمق اصلاحات پس از سقفها از حدود ۱۴۳ واحد به بیش از یکهزار واحد افزایش یافته و فاصله زمانی میان سقفشکنیها نیز کاهش یافته باشد، مسئله دیگر صرفاً نوسان روزانه بازار نیست؛ بلکه باید آن را در چارچوب تغییر رفتار انتظارات و ناترازیهای اقتصاد کلان بررسی کرد.
جمعبندی
کوتاهتر شدن دورههای سقفشکنی دلار را میتوان حاصل برهمکنش چهار عامل اصلی دانست: تورم و کسری بودجه، محدودیت عرضه ارز، تحریم و شوکهای سیاسی، و افزایش نقش دلار بهعنوان ابزار حفظ ارزش دارایی.
در این شرایط، هر شوک ارزی میتواند اثر خود را به شوک بعدی منتقل کند و فاصله میان جهشها را کاهش دهد.
بنابراین، کنترل پایدار بازار ارز صرفاً با مداخلات مقطعی در بازار حاصل نمیشود. تا زمانی که ناترازیهای مالی و پولی، تورم مزمن، محدودیتهای ارزی و بیثباتی انتظارات برطرف نشوند، بازار ارز همچنان مستعد تکرار چرخههای جدید سقفشکنی خواهد بود.